ما را دنبال کنید

بزرگترین بازار سیم و مفتول
بزرگترین بازار سیم و مفتول

میخ سیاه

ارسال به سراسر کشور

ارائه فاکتور رسمی

فروش حضوری

تاریخ بروزرسانی 14 آذر 1401

فرآیند بسمر (Bessemer Process)

رشد صنعت راه‌آهن در قرن 19 میلادی در اروپا و آمریکا، تقاضای تولید فولاد را بالا برد. رشد نیاز به فولاد، سبب شد که این صنعت که هنوز با مشکلات فرآیندهای کم‌بازده دست به گریبان بود، برای تولید بیشتر و ارزان‌تر، تحت فشار قرار گیرد. در آن زمان فولاد، هنوز خود را به عنوان فلز ساختمانی ثابت نکرده بود و تولید آن، هزینه‌بر و طولانی بود. این روند ادامه داشت تا اینکه در سال 1856 هنری بسمر، با وارد کردن اکسیژن به داخل مذاب چدن به روشی با بازده بالاتر دست یافت تا مقدار کربن آن را کاهش دهد و فولاد، کارپذیرتر شود. بسمر در طراحی روش خود، یک ظرف گلابی‌مانند به نام کنورتر در نظر گرفت که در داخل آن، آهن مذاب در حالی که اکسیژن به داخل آن دمیده می‌شود، تحت حرارت قرار می‌گیرد. با عبور اکسیژن از داخل فلز مذاب، کربن موجود در آهن اکسید شده و به صورت گاز دی‌اکسید کربن از مذاب خارج می‌شود. سرعت این فرآیند بالا و هزینه انجام آن، پایین بود به طوری که ظرف چند دقیقه، کربن و سیلیسیوم موجود در مذاب را خارج می‌کرد. مشکل این فرآیند، بیش از اندازه خارج کردن کربن و وجود اکسیژن باقی‌مانده در محصول نهایی بود. به‌همین دلیل، بسمر مجبور شد تا راهی برای افزایش کربن مذاب خود و خارج کردن اکسیژن از آن بیابد.

در همین زمان، یک متالورژ بریتانیایی به نام رابرت موشت (Robert Mushet) ترکیبی از فلز منگنز، آهن و کربن را که با نام اشپیگل (speigeleisen) شناخته می‌شد، به کار برد. منگنز به‌عنوان عنصری جهت خارج کردن اکسیژن از ساختار آهن مذاب به‌کار رفت و کربن نیز برای جبران مشکل فرآیند بسمر، اضافه می‌شد. پس از معرفی شدن این روش، بسمر آن را به کنورتر خود اضافه کرد و به این ترتیب، کارایی روش بسمر به‌شدت افزایش پیدا کرد و استفاده از آن رونق یافت.

به بالای صفحه بردن